%0 Journal Article %T بررسی ویژگیهای سبکی داستان «سرباز بی‌میکاسای پیاده معمولی» اثر احسان عبدی‌پور بر مبنای نظریه آمیختگی مفهومی فوکونیه و ترنر %J ماهنامه علمی سبک شناسی و تحلیلی متون نظم و نثر فارسی %I بهار ادب %Z 3060-5660 %A علی فرخنده کلات %A شهلا شریفی %A علی ایزانلو %D 2025 %\ 1404/03/09 %N 114 %V 18 %P 321-342 %K سبک‌شناسی شناختی %K نظریه آمیختگی مفهومی %K فضاسازهای ذهنی %K نامگذاری مفهومی %K داستان فارسی %K رمان %X زمینه و هدف: این پژوهش با به کارگیری نظریه آمیختگی مفهومی فوکونیه و ترنر (2002)، به تحلیل سبک‌شناسانه داستان «سرباز بی‌میکاسای پیاده معمولی» اثر احسان عبدی‌پور پرداخته است. هدف اصلی تحقیق، بررسی سازوکارهای شناختی خلق معانی چندلایه در این اثر ادبی از طریق تحلیل پنج گروه از عناصر زبانی شامل: نامگذاریهای مفهومی، ساختهای تثبیت‌شده، واژه های ارزشی وقضاوت‌محور، عبارات فضاساز و فضاهای مفهومی متقارن بوده است. روشها: در این مقاله با رویکرد توصیفی-تحلیلی و با استفاده از نظریه آمیختگی مفهومی، عناصر زبانی داستان «سرباز بی‌میکاسای پیاده معمولی» بررسی شده است. داده ها با تحلیل محتوای کیفی و نظر متخصصان اعتبارسنجی شدند. یافته ها: یافته های تحقیق نشان میدهد که نویسنده داستان مورد بررسی، با مهارت از آمیختگیهای مفهومی برای خلق شبکه ای پیچیده از معانی بهره برده است. نامگذاریهای انجام گرفته، با ترکیب حوزه های خانوادگی، قومیتی و اجتماعی، بازتابی از روابط قدرت در متن هستند. ساختهای تثبیت‌شده مانند ضرب‌المثلهای دستکاری‌شده، هم کارکرد سنتی دارند و هم بیانگر تجربیات شخصی راوی میباشند. واژه های ارزشی وقضاوت‌محور با ایجاد تنش بین تصاویر آرمانی و واقعیتهای انسانی، هم طنز ایجاد میکنند و هم نقد اجتماعی ارائه میدهند. عبارات فضاساز به عنوان پلهای شناختی عمل کرده اند که حوزه های مختلف تجربه را به هم مرتبط میسازند. همچنین، فضاهای مفهومی متقارن با ایجاد تقابلهای آینه ای، ساختارهای نابرابر قدرت را به شیوه ای نمادین بازنمایی کرده اند. نتیجه گیری: این پژوهش نشان میدهد که نظریه آمیختگی مفهومی ابزار تحلیلی مناسبی برای مطالعات سبک‌شناسانه متون ادبی فارسی است و میتواند الگویی برای تحلیلهای آینده در این حوزه ارائه دهد. تلفیق دیدگاههای زبانشناسی شناختی با تحلیل ادبی، امکان درک عمیقتری از پیچیدگیهای متون ادبی را فراهم میسازد. %U https://bahareadab.com/article_id/1895