%0 Journal Article %T بررسی بازیهای روانی در داستان رستم و سهراب بر اساس نظریه اریک برن %J ماهنامه علمی سبک شناسی و تحلیلی متون نظم و نثر فارسی %I بهار ادب %Z 3060-5660 %A فاطمه سادات طاهری %A فاطمه مانیان %D 2026 %\ 1404/12/27 %N 123 %V 19 %P 85-106 %K اریک برن %K بازی‌‌های روانی %K بازی ساده-لوح %K پیش‌نویس‌های زندگی %K داستان رستم و سهراب. %X زمینه: مقالۀ حاضر براساس نظریۀ «بازیهای روانی» اریک برن (1910- 1970م.)، به تبیین چرایی وقوع تراژدی رستم و سهراب میپردازد. نظریۀ بازیهای روانی که زیرمجموعۀ نظریۀ «تحلیل رفتار متقابل» برن است، تعاملی دولایه اند که بدون نظارت «من بالغ»، به شکلی مخرب و آسیب زا بر برقراری ارتباط با دیگران اثرمیگذارند. «پیش‌نویس»های زندگی که نقشۀ راه آگاهانه و ناآگاهانۀ آدمی برای پیشبرد زندگی، اهداف و روابط انسانند، پدیدآورنده و کنترل کنندۀ بازیهای روانی اند. اریک برن در کتاب بازیهای خود، از 36 بازی با نامهای عامیانه ای که بیماران وی در جلسات روان درمانی گروهی خود بر آنها نهاده اند، نام میبرد. این بازیها، در مخدوش کردن روابط انسانی، نقش مؤثری دارند. داستان رستم و سهراب که فراتر از یک تقابل حماسی، بستری برای نمایش الگوی روابط انسانی، نادیده انگاری قوۀ عقل و شهود و درک نادرست انسانها از شرایط موجود است، ازجمله داستانهایی است که میتواند براساس بازیهای روانی بررسی شود. روش: این پژوهش به شیوۀ توصیفی- تحلیلی مبتنی بر متن داستان رستم و سهراب فردوسی انجام خواهد شد، نویسندگان میکوشند با پاسخ به این پرسشها که شخصیتهای داستان رستم و سهراب بیشتر به کدام بازیهای روانی متوسل شده اند و این بازیها چه اثری بر سرنوشت آنها نهاده است؟، پرکاربردترین بازیهای روانی داستان رستم و سهراب را کشف کنند و تبیین کنند این بازیها در تعیین سرنوشت شخصیتهای داستان مؤثر بوده اند. یافته ها: نگارندگان با بررسی داستان رستم و سهراب بر اساس چارچوب نظری بازیهای روانی اریک برن دریافتند از بین بازیهای سی وشش گانۀ روانی برن در کتاب بازیهای وی، بازی «ساده لوح»، بیش از دیگر بازیها بر روند داستان رستم و سهراب اثر گذاشته است. بازی ساده لوح از دو پیش نویس «ورزشکار» و «بیفکری» سرچشمه گرفته و بازیگر این بازی، شخصی «نابالغ» است که بدون عاقبت اندیشی به شدّت درپی دستیابی به خواسته های خویش است. به دلیل ماهیت شبکه ای بودن بازیها، بازیهای مرتبط با آن؛ نظیر بازیهای «یالّا تو و او با هم دعوا کنید»، «سرسام»، «فریب»، «یک اردنگی به من بزن»، «قهر»، «حالا گیرت آوردم» هم در این داستان دیده میشوند که از این بین، بازیهای ساده لوح، فریب و سرسام بیش از یک بار در این داستان انجام شده اند. نتایج: یافته های پژوهش حاکی از آن است که بازی «ساده لوح» پیرنگ اصلی و محرک تکوین تقدیر شخصیتهاست، غلبۀ پیش‌نویس «ورزشکار» که مسیر پیروزی در زندگی را فقط در زور بازو خلاصه میکند، امیال کودکانه سهراب، تندمزاجی و بنیان فکری سست کیکاووس به همراه نادیده انگاریهای رستم برای شناخت فرزند، این شخصیتها را در گرداب این بازی گرفتارمیکند که پایان آن مرگ دلخراش فرزند به دست پدر است. خوانش روانکاوانۀ داستان رستم و سهراب اثبات میکند که در این حماسه، حتی قدرتمندترین قهرمانان نیز مغلوب خامی و سست اندیشی میشوند. فردوسی در این داستان، با نمایش پیامدهای ویرانگرِ پیروی از امیال کودکانه و عدم بلوغ فکری، لزوم مسئولیت پذیری در قبال اعمال و اندیشه ها و خردورزی را می آموزد. %U https://bahareadab.com/article_id/2022