%0 Journal Article %T از تقابل تا همگرایی: تحلیل دیالکتیکی کهن‌الگوهای عیّاری و توبه در نمایشنامه «این قصه را ایرانیان نبشته اند» %J Journal of the stylistic of Persian poem and prose (JSPPP) %I بهار ادب %Z 3060-5660 %A Ava Kazemi %A Vida Dastmalchi %D 2026 %\ 2026/03/13 %N 123 %V 19 %P 239-262 %K Ayyārī %K Repentance (Tawbah) %K Dialectic %K Play %K Iranian-Islamic Identity. %X زمینه و هدف: نمایشنامۀ «این قصه را ایرانیان نبشته اند» اثر علیرضا نادری با بازآفرینی روایت توبۀ نصوح، دو سنّت فرهنگی و دینیِ عیّاری و توبه را در کنار یکدیگر قرار میدهد. هدف پژوهش حاضر بررسی نسبت این دو کهن‌الگو و تبیین حرکت آنها از تقابل تا همگرایی و سپس دستیابی به سنّتزی هویّتی در متن نمایشنامه است. روش پژوهش: این پژوهش با رویکرد توصیفی ـ تحلیلی و بر مبنای نظریۀ کهن‌الگوهای کارل گوستاو یونگ و نظریۀ دیالکتیک هگل، به تحلیل شخصیتها، کنشهای نمایشی و نظام معنایی اثر پرداخته است. یافته ها: نتایج نشان میدهد که عیّاری در نمایشنامه صرفاً حیله گری و چاره اندیشی نیست، بلکه نظامی اخلاقی مبتنی بر جوانمردی و وفاداری است؛ همچنین توبه نیز تنها یک عمل آیینی نیست، بلکه فرآیندی برای دگرگونی هویّت و گذار از خودبنیادی به خدابنیادی محسوب میشود. متن با تقابل تدبیر عیّاران و تقدیر الهی، زمینه بازتعریف این دو کهن‌الگو را فراهم میکند. نتیجه گیری: نمایشنامه در نهایت رابطه ای تقابلی میان عیّاری و توبه برقرار نمیکند، بلکه آنها را در فرآیندی دیالکتیکی به هویّتی تازه و واحد میرساند. نوآوری این پژوهش، تبیین حرکت نمایشنامه از تزِ عیّاری به آنتی‌تزِ توبه و در نهایت رسیدن به سنّتزی هویّتی است که در آن، دو کهن‌الگوی فرهنگی و دینی در قالب الگویی واحد بازتولید میشوند؛ ازاین‌رو، اثر، روایت نفی عیّاری نیست، بلکه روایت تعالی آن، از مسیر توبه و بازآفرینی قهرمان ایرانی ـ اسلامی است. %U https://bahareadab.com/article_id/2028