%0 Journal Article %T اندیشه و زبان کودکان از منظر مولانا %J Journal of the stylistic of Persian poem and prose (JSPPP) %I بهار ادب %Z 3060-5660 %A Ali Mohammad Moazzeni %D 2026 %\ 2026/05/30 %N 127 %V 19 %P 237-244 %K child and adolescent %K language and thought %K Rumi %K Masnavi-ye Ma'navi %K cognitive development %K didactic literature. %X زمینه و هدف: در سنت کلاسیک فارسی، ادبیات کودک و نوجوان به معنای امروزین آن ژانری مستقل نبود؛ بااینحال، مولانا در مثنوی و فیه مافیه به تناسب سخن با فهم مخاطب، جهان مفهومی کودک، نقش شنیدن در گفتار و ضرورت سخن‌گفتن به زبان کودک توجه کرده است. هدف پژوهش، بازخوانی این اشارات در قالب الگویی از نسبت زبان و اندیشه و بررسی دلالتهای آن برای ادبیات کودک امروز است. روش پژوهش: روش پژوهش توصیفی‌ـ‌تحلیلی و تطبیقی است. شواهد منتخب از مثنوی و فیه مافیه در پنج محورِ تناسب زبان و فهم، رشد واژگانی، شنیدن و گفتار، همزبانی و تعامل، و گسترش معنا دسته بندی و با رعایت تفاوت تاریخی و روششناختی با برخی آرای ویگوتسکی مقایسه شده اند. یافته ها: مولانا میان جهان مفهومی کودک و استدلال بزرگسال تمایز مینهد، زبان مؤثر را متناسب با فهم کودک میخواهد، برای ورودی شنیداری و تعامل در شکل‌گیری گفتار اهمیت قائل است و رشد معنا را با تجربه پیوند میدهد. «هم زبان کودکان باید گشاد» در این خوانش، اصلی ارتباطی دربارۀ تناسب واژه، معنا و ظرفیت ادراک مخاطب است. نتیجه گیری: آرای مولانا معادل نظریه های روانشناسی جدید نیست، اما میتوان آنها را الگویی ادبی‌ـ‌عرفانی از ارتباط مخاطب‌محور و رشد تدریجی مفاهیم دانست. در ادبیات کودک، این الگو بر انتخاب واژگان، تصویرها و پیچیدگی مفهومی متناسب با سن و تجربه تأکید دارد، به گونه ای که متن هم فهم‌پذیر باشد و هم زبان و اندیشۀ کودک را گسترش دهد. %U https://bahareadab.com/article_id/2089